سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

48

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

اطلاق شود كه برده‌اش را آزاد كرده است ، ( 1 ) زيرا پيامبر ( ص ) آزاد كنندهء على ( ع ) نبود و نه بر آزاد شده اطلاق شود ، چون على ( ع ) آزاد بوده است . و نه به معناى ياور باشد زيرا كه افراد زيادى بودند پيامبر ( ص ) را يارى مىكردند و كسانى بودند كه او را خوار و تنها مىگذاشتند ، و جايز نيست كه بر پسر عمو اطلاق شود ، چون على ( ع ) پسر عموى پيامبر ( ص ) بوده است ، و نه بر هم پيمان زيرا سوگند و پيمان ميان دشمنان ( يك جبه مخالف ) به منظور پشتيبانى و كمك به يكديگر است و اين معنى وجود داشته است ، و نه بر كسى كه عهده‌دار ضمان جريره است زيرا كه ما گفتيم ؛ اين مطلب نسخ شده ( و در اسلام بىمورد ) است ، ( 2 ) و نه بر همسايه قابل اطلاق است زيرا در آن صورت سخن بيهوده و بىربط خواهد بود و مقام والاى آن حضرت بالاتر از آن است كه سخن لغو بگويد ، و جايز نيست به معناى بزرگ و سرور مورد اطاعت باشد زيرا على ( ع ) مطيع پيامبر ( ص ) بود و به بهاى جانش از او حفاظت مىكرد و در كنار او پيكار و جهاد مىنمود . مقصود از كلمهء مولا در اين حديث اطاعت محض است ( 3 ) بنابراين معناى دهم يعنى سزاوارتر ( اولى به تصرّف ) مشخّص شد و معناى عبارت چنين است : « هر كه را كه من از خودش سزاوارتر به تصرّفم پس على به او سزاوارتر است » . ( 4 ) حافظ ابو الفرج يحيى بن سعيد ثقفى اصفهانى در كتاب خود به نام « مرج البحرين » به اين معنى تصريح كرده است . زيرا او اين حديث را با سندى كه به مشايخ خود رسانده ، نقل كرده و در آنجا مىگويد : رسول خدا ( ص ) دست على ( ع ) را گرفت و گفت : « هر كه را من وليّم و به او از خودش سزاوارترم ، پس على ولىّ اوست » . به اين ترتيب معلوم شد كه تمام آن معانى به معناى دهم بر مىگردد ( 5 ) و سخن پيامبر ( ص ) : « آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم » نيز بر اين معنى دلالت دارد و اين حديث بيان واضح و روشنى است بر امامت على ( ع ) و قبول

--> مىنويسد : « پيامبر ( ص ) مىخواست بگويد : كه على ( ع ) مانند اوست بدين جهت كه او سرپرست همهء مسلمانان . . . است » . براستى اين همه بحث و بررسى براى چيست ؟ آيا - پناه به خدا - پيامبر ( ص ) با آن همه فصاحت و بلاغت نمىتوانست عبارتى مناسب و در خور فهم مستمعان بگويد ؟ و يا آن روز براى حاضران جاى ترديد بود ولى نپرسيدند و مسكوت گذاشتند ؟ به طور يقين هيچ كدام از اينها نبوده است ، بلكه تعصبات است كه بعدها اين ترديدها و بحثها را به وجود آورده است . اگر نه ، آفتاب آمد دليل آفتاب - گر دليلت بايد از وى ، رخ متاب - م .